تبلیغات
دستهای آسمانی - دستور جلسات لژیون پنجم
 
دستهای آسمانی
اعتیاد را ترک نکنیم درمان کنیم. { کنگره 60 }
درباره وبلاگ


این وبلاگ مربوط به یکی از لژیون های کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد میباشد. کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که هدف اصلی آن شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه راهکار به مصرف کننده و خانواده هایشان برای رهایی از اعتیاد میباشد. لذا در این مجموعه واحدهای آموزشی به نام لژیون وجود دارند که در این راستا فعالیت میکنند. این وبلاگ نیز در مورد فعالیتش در این زمینه توسط اعضاء خود اطلاع رسانی میکند.به امید اینکه حاصلی داشته باشد.

مدیر وبلاگ : فرزاد سقایی دهکردی
نظرسنجی
بازدید کننده عزیز لطفا نظر خود را راجع به این وبلاگ مطرح نمایید.





پنجشنبه 27 مهر 1396 :: نویسنده : مسافر داریوش
جلسه ی دهم از دور یازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 به استادی مسافر فرزاد ودبیری مسافر ابراهیم در تاریخ 96/7/23 روز یکشنبه با دستور جلسه * وادی چهارم* آغاز به کار کرد.

در ابتدای سخنان خود استاد از بچه های لژیون خواستند که اگر سؤالی در مورد سه وادی اول دارند بپرسند تا جواب داده شود در این مورد یکی از مسافران پرسیدند که منظور از این گفته که القاء در صور آشکار صورت می گیرد و الهام در صور پنهان چیست؟ و استاد در این مورد فرمودند: برای مثال شما از معلمتان در کلاس درس القای آشکار می گیرید ولی مثلا از راه و روش یکی از بزرگان که گفته می شود بدین صورت زندگی می کرده، الهام می گیرید؛ یعنی غیر مستقیم آموزش می گیرید.

الهام، دریافت آموزش به صورت مستقیم است. سیبی از درخت به زمین می افتد و به نیوتن الهام نیروی جاذبه می شود. یا یک شاعری یک منظره را می بیند و از آن منظره الهام می گیرد و شعری می سراید.

در مورد وادی چهارم استاد فرمودند: درباره ی آموزش گرفتن از وادی ها بهتر است که آنها را بنویسیم چون یکبار نوشتن از روی یک وادی بیشتر از چندین بار خواندن آن وادی تأثیر دارد. کسی که تازه وارد است و در لژیون حضور پیدا می کند نمی تواند بلافاصله از مثلأ وادی چهارم و پنجم شروع کند و باید برگردد و از وادی اول شروع کند. وقتی گفته می شود وادی ها را کار کنید، منظور این نیست که فقط از روی آن بخوانید و استاد هم در باره ی آن توضیحی بدهد و مشارکتی نیز انجام دهید و بعد بگویید که این وادی را کار کرده اید.

چهار وادی اول در باره ی چگونگی تفکر هستند. ما اگر بتوانیم چهار وادی اول را در زندگیمان به اجرا در بیاوریم، نصف راه تکامل را پیموده ایم. در زندگی بار ها اتفاق افتاده که بدون تفکر حرفی می زنیم و عملی انجام می دهیم و بعد دچار پشیمانی می شویم و همچنین تصمیماتی بدون تفکر و از سر احساس می گیریم و زیان می بینیم.

حال وادی اول می گوید اکنون شما فهمیده اید که زندگیتان به مشکل برخورده است و می خواهید این مشکل را حل کنید و اعتیاد را درمان کنید. پس باید شروع به تفکر کنید. وقتی شروع به تفکر کردید، خیلی اشتباهات و شکست های گذشته برایتان نمایان می شود. تمام ناامیدی ها و آرزوهایی که داشتید همه برایتان آشکار می شود. در این شرایط ممکن است که دچار نا امیدی و سکون شوید و با خود بگویید دیگر از من گذشته است و این کار ها ، کار من نیست.

حال وادی دوم می گوید: به این شکلی که فکر می کنید نیست. وادی دوم  بلافاصله می گوید: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی گذارد. این وادی نمی گوید: تو یا من بلکه می گوید: هیچ مخلوقی حتی یک تکه سنگ، یک پشه، یک میکروب و ... هم بیهوده آفریده نشده اند و یک هدفی از آفرینش آنها وجود داشته است. پس نباید نا امید و دچار یأس شد و نباید فکر کرد که ما بیخود و بی جهت به این دنیا آمده ایم.

درست است این که ما به واسطه سنی که داریم به یک سری از آرزو هایمان دیگر نخواهیم رسید؛ ولی این دلیل بر آن نیست که از اکنون به بعد زندگیمان را تباه کنیم. باید از الان زندگیمان را بسازیم و از حالا به بعد به آرزوهایی که داریم برسیم و درست زندگی کنیم.

و نباید فکر کنیم که مثلأ من که پنجاه سال از عمرم هدر رفته است یعنی حدود دو سوم از عمرم از بین رفته است، دیگر یک سوم یا حتی کمتر از یک سوم آن مهم نیست که آن هم با مرگ تمام شود؛ چون مرگ نا بودی نیست بلکه سفری است از این دنیا به دنیای دیگر برای اینکه برای سفر و زندگی بعدی آماده شویم.

وقتی فکر می کنیم که دیگر از ما گذشته است، یعنی پذیرفته ایم که زندگی همین چند سالی است که عمر می کنیم. ولی در حقیقت این هفتاد یا هشتاد سال عمر انسان نسبت به زندگی حقیقی انسان به اندازه ی یک پلک به هم زدن است. زندگی انسان ادامه دار و بسیار طولانی است. پس نباید نا امید شد و فکر کرد که فرصت ها تمام شده است.

نباید تصور کرد که چون زندگی همین چند صباح است پس باید فقط به فکر خودم باشم و همه چیز را برای خودم بخواهم و دست به هر کاری بزنم بلکه باید بدانیم که هر چیزی که کاشتیم آن را درو خواهیم کرد؛ چون قرار است که مدت طولانی در جهان های دیگری زندگی کنیم و نتیجه اعمال خود را در آن جهان های دیگر خواهیم دید.

اگر نسبت به زندگی این دید را داشته باشیم دیگر حاضر نیستیم که زندگی خودمان را از بین ببریم، حق دیگران را پایمال کنیم و به هر قیمتی حاضر نیستیم به خواسته هایمان برسیم.

وادی دوم می گوید این تفکرات پوچ و غلط در مورد زندگی را باید به دور بریزیم و اگر تخریبی در زندگی به وجود آورده ای باید آن را تا جایی که می توانی باز سازی کنی و در جایی که توانایی باز سازی آنها را نداری باید شروع به آباد کردن کنی، آباد کردن خود و یک انسان دیگر. تو دیگر آن انسان اولی نمی شوی ولی میتوانی به انسان های دیگر خدمت کنی.

همان گونه که فاصله ی بین کفر و ایمان یک تار موست، فاصله ی بین دانایی و نادانی و عقل و جهل هم به اندازه ی یک تار موست. خیلی از مواقع ما یک سری توجیه و بهانه هایی برای از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن می آوریم و می گوییم دیگر از ما گذشته است یا به کسی خسارت مالی زده ام، او دیگر زنده نیست که جبران کند؛ در صورتی که می توانیم برای وارث او جبران کنیم یا شکم چند گرسنه را سیر کنیم.

وادی سوم می گوید تخریب را خودت به بار آورده ای و خودت هم باید جبران کنی و توقعی از جامعه، خانواده و ملت نداشته باش. این درست نیست که من اشتباهی را انجام دهم و دیگری برای من جبران کند. مثل این است که دست من شکسته باشد و دست دیگری را به جای دست من گچ بگیرند.

باید نهایت تلاشمان را بکنیم و آنچه در توان داریم انجام دهیم در هر زمینه ای مثل درمان اعتیادمان،تربیت فرزند و پیدا کردن شغل و...بعد از آن دیگر نتیجه را به خداوند بسپاریم. اینجاست که دعا جواب می دهد و خداوند هم کمک می کند و اعتیادمان درمان می شود. وقتی حرکت ما در مدت ده یازده ما درست باشد، بدون اینکه متوجه شویم یکسری از سنگ ها از جلوی پایمان برداشته می شود.


خیلی از مواقع است که ما چیزهایی را می خواهیم یا طلب می کنیم که اگر آنها را به دست آوریم ضرر و زیان می بینیم و ما این نکته را نمیدانیم ولی نیروهای مافوق به این نکته آگاهند و این سری چیز ها را سر راه ما نمی گذارند. حال در این حالت است که ما فکر می کنیم شانسی نداریم یا خداوند ما را فراموش کرده و بین بنده هایش فرق می گذارد.

ما برای اینکه خداوند و نیروهای مافوق را بشناسیم، اول باید خودمان رابشناسیم. موقعی می توانیم خودمان را بشناسیم که دوربین را روی خودمان بیندازیم. به جای ایراد گرفتن از دیگران در کنگره بیایید به دنبال نکات کلیدی در حرفهای دیگران باشیم که شاید جمله ای از آنها کلید حل مشکل امروز ما باشد.

انسان نفس واحده است و مثلث نفس واحده سه قسمت است: نفس، روح و جن. کلمه ی جن به معنی ناپیداست.نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و باطن و نشانه ی آن این است که خواسته دارد. معقول وغیر معقول. خواسته های ما هر چیزی باشد، زندگی ما طبق همان خواسته ها شکل می گیرد. روح همان چیزی است که خداوند در انسان دمیده است و مشاور مثبت در انسان می باشد. گیرنده ی القائات مثبت در ما همان روح ماست و به عقل پیشنهاد می دهد.

جن، گیرنده آموزشها و القائات منفی در ما می باشد و همیشه در پی فریب عقل است. تا عقل حکم صادر نکند، انسان هیچ کاری انجام نمی دهد. انسان های دانا به حرف روح بیشتر گوش میدهند هر چند در ظاهر تلخ و سخت باشد و یا به ضرر آنها باشد.

ضد ارزشها نیاز به آموزش ندارند و انجام دادن آنها آسان است. به همین خاطر انسانها اغلب راه ساده را انتخاب می کنند و مرتکب ضد ارزشها می شوند. ضد ارزشها برای اینکه عقل را فریب دهند اول باید از سد سربازان دانایی عبور کنند. پس هر چه انسان دانایی بیشتر کسب کند، فقط خواسته های معقول خود را به عقل می رسانند و عقل دچار اشتباه نمی شود و حکم درست صادر می کند.


مراحل نفس عبارتند از : نفس اماره یا حیوانی، نفس لوامه که در آن انسان پای به مرحله انسانی می گذارد و نفس مطمئنه که در آن همه ی تصمیمات درست گرفته می شوند.مراتب نفس عبارتند از: جمادی ، نباتی، حیوانی و انسانی .


نفس یک سنگ، آن سنگ را تعیین موجودیت می کند. یک سنگ تبدیل به الماس می شود و گرانبهاست و یک سنگ تبدیل به خارا می شود و یک سنگ هم تبدیل به ریگ بیابان می شود و این نفس جمادی است.

از مرحله ی جمادی که عبور کند و ارزشمند تر شود، تبدیل به گیاه می شود. مثل خاکی که غنی است و خوب محصول می دهد و خاکی نیز شوره زار است. خاک شوره زار از نظر آگاهی از خاک غنی در مرحله ی پایین تری قرار دارد. خاک مرغوب به مرحله ای رسیده است که تبدیل به گندم و گیاه شود. این مرحله ی نباتی است.

وقتی این گیاه توسط حیوانی خورده می شود، ارتقاء پیدا می کند و تبدیل به حیوان می شود و یک مرحله ی دیگر پیشرفت  می کند. بعد از مرحله ی حیوانی، وارد مرحله ی انسانی می شود. اینها در صور آشکار می باشند و در صور پنهان هم این اتفاقات صورت می گیرد.

پس ما بین نیرو های منفی که قدرت زیادی دارند و نیروهای مثبت گیر کرده ایم و باید تصمیم درست را بگیریم. زمانی می توانیم تصمیم درست را بگیریم که تسویه شویم؛ یعنی حساب ما با خلق خدا صفر باشد. بعد از تسویه شدن، تصفیه شدن ما شروع می شود و زلال و پالایش می شویم . در این زمان است که دیگر نقاب نمی زنیم و تحت شرایط مختلف، رنگ عوض نمی کنیم. انشا اله در این راستا موفق باشید.


جلسه رأس ساعت 8:15 دقیقه به پایان رسید.
تعدادمشارکت کنندگان، 4 نفر.
نویسنده: مسافر داریوش










نوع مطلب :
برچسب ها : اعتیاد، بیماری اعتیاد، وادی جهارم، نفس جمادی، نفس نباتی، نفس حیوانی، نفس انسانی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت