دستهای آسمانی
اعتیاد را ترک نکنیم درمان کنیم. { کنگره 60 }
درباره وبلاگ


این وبلاگ مربوط به یکی از لژیون های کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد میباشد. کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که هدف اصلی آن شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه راهکار به مصرف کننده و خانواده هایشان برای رهایی از اعتیاد میباشد. لذا در این مجموعه واحدهای آموزشی به نام لژیون وجود دارند که در این راستا فعالیت میکنند. این وبلاگ نیز در مورد فعالیتش در این زمینه توسط اعضاء خود اطلاع رسانی میکند.به امید اینکه حاصلی داشته باشد.

مدیر وبلاگ : فرزاد سقایی دهکردی
نظرسنجی
بازدید کننده عزیز لطفا نظر خود را راجع به این وبلاگ مطرح نمایید.





جمعه 13 بهمن 1396 :: نویسنده : مسافر داریوش
جلسه ی هشتم از دور یازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 به استادی مسافر فرزاد و دبیری مسافر محمد رسول در تاریخ 96/11/10 روز سه شنبه با دستور جلسه ی *وادی هشتم* آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در این وادی صحبت از این می باشد که  هرکدام از ما درست به مانند یکی از سلول های هستی، یکسری تجربیات تلخ و شیرین را به عنوان اطلاعات در درون خود مانند  دوربین فیلمبرداری ضبط و تصویربرداری می کنیم و این اطلاعات برای هستی ارزشمند می‌باشند. انسان مانند یک فلش مموری می باشد که تمام تجربیاتش در زندگی چه خوب و چه بد، در این مموری ضبط می شوند.

این اطلاعات بسیار ارزشمند می باشند چون هستی کار بیهوده انجام نمی دهد.  هرکدام از اجزای هستی در حال کار کردن هستند تا انسان بتواند به زندگی ادامه دهد؛ زیرا انسان اشرف مخلوقات میباشد.  حال  به یقین یک هدفی در ورای این عمل گنجانده شده است.  با مردن انسان همه چیز او از بین نمیرود و نفس و روح و خلق و خو و رفتارهای او  همواره با او و  همراه او باقی خواهند ماند.

جسم انسان مثل یک ماشین است و کسی که این جسم را اداره میکند مانند راننده آن ماشین می باشد. پس  وقتی ماشین خراب میشود و دور انداخته می‌شود، راننده باز هم به زندگی اش ادامه خواهد داد. هرکدام از ما مثل یک نقطه هستیم که اطلاعات درون ما باقی می ماند. آن چیزی که در این زندگی به دست می آوریم، برای جهان های بعدی ما کاربرد پیدا خواهد کرد.

این حداقل ۷۰ یا ۸۰ سال زندگی ما نسبت به کل زندگی مان که مسیری بی نهایت است،  به اندازه ی یک پلک زدن می باشد.  تمام آموزش هایی که گرفته ایم،  خلق و خوی ما  و رفتارهای مان تا ابد و همیشه با ما خواهند ماند و همراهمان هستند. طفلی که تازه به دنیا می آید  یک پیشینه ای از خود دارد که طبق آن سرنوشت او رقم خواهد خورد و به یک فرد خوب یا بد تبدیل خواهد شد؛ ولی آن پیشینه ازخاطر انسان برده می شود زیرا انسان بتواند طبق اختیارش، سرنوشتش را بسازد.

درست مثل یک امتحانی که هیچ کس نباید از قبل با سوالات آن آشنا باشد تا درست محک زده و مورد آزمایش واقع شود.  وقتی که این طفل  پای به مرحله تشخیص بگذارد،  این نقطه گذاری ها  شروع می‌شوند. ما هر عمل خوبی انجام دهیم، نقطه  به صورت درست و سر جای خودش گذاشته شده و در غیر این صورت نقطه ها  در جاهای پرت گذاشته می شوند و تابلوی زندگی را ناهماهنگ خواهند کرد.

در وادی هشتم گفته می شود که با حرکت راه نمایان می شود. به عنوان مثال رفتن به نانوایی تفکر میخواهد.  از چه کسی نان خریدن، از کدام نانوایی نان تهیه کردن، و خلوت تر بودن نانوایی،  اینها همه به تفکر  احتیاج دارند. ولی اگر تا ابد نسبت به خریدن نان تفکر کنیم، به نان نخواهیم رسید؛  بلکه برای به دست آوردن نان باید حرکت کرد.

در حرکت خیلی از مجهولات برای ما معلوم خواهند شد.  انسان به طور ناخودآگاه، درون خود یک ترس دارد و عامل آن ترس، ناشناخته ها می باشد.  در وادی هشتم گفته میشود که انسان باید حرکت را شروع کند ولی باید یک شرط هم وجود داشته باشد و آن هم داشتن نقشه راه می باشد.

در مثال خریدن نان، دیگر نباید از خودمان و یا دیگری بپرسیم که گندمی که نانوا با آن نان می‌پزد از کجا فراهم شده و یا سوالاتی از این قبیل را دیگر نیازی به  دانستن نیست؛ بلکه فقط باید بعد از دانستن اطلاعات ضروری و مورد نیاز حرکت کرد. در وادی هشتم گفته می شود که برای درمان اعتیاد باید حرکت کرد ولی با نقشه ای که بتوانیم آن را انجام بدهیم و راه به عقب هم نداشته باشد.

نباید نقشه ای ترسیم کنیم که با شکست پی‌درپی مواجه شویم چون شکست‌های پی‌درپی انسان را ناامید خواهد کرد.  برای حرکت کردن نیاز به آن نیست  که از تمام مطالب و یا اکثر مطالب آگاهی داشته باشیم زیرا داشتن آگاهی زیاد از حد معمول برای انسان می‌تواند دردسرساز باشد. 

اولین شرط حرکت، هدف و یا خواسته میباشد.  انسان باید در زندگی برای خود هدف های قابل دسترسی داشته باشد،  هرچند هدف های کوچک و جزئی.  با داشتن هدف، حرکت معنی پیدا می کند.  اگر در زندگی هدف باشد، تمام انرژی ها برای رسیدن به آن هدف در انسان متمرکز خواهند شد و نیروی زیادی در انسان به وجود خواهد آمد.

دومین شرط  حرکت آن است که با تمام وجود به حرکت مان ادامه دهیم؛ یعنی ما با تمام عشق و علاقه کارمان را دنبال کنیم که در اینصورت یقینا به پیروزی خواهیم رسید. پس نباید کاری را به منظور رفع تکلیف انجام داد و انتظار نتیجه گرفتن هم داشت. 

سومین شرط حرکت، انتخاب بهترین راه می باشد.  ما در هر لحظه از زندگی بین دوراهی گیر می‌کنیم، چه در زندگی و صور آشکار و چه در صور پنهان.  هرچقدر انسان دانا تر باشد، راه بهتری را پیدا خواهد کرد.  نشانه راه بهتر، صلح و آرامش می باشد.  فرق بین انسان دانا و نادان این است که انسان دانا بین خوب و خوب تر، خوب تر را انتخاب می کند؛  چون حتی انسان نادان هم فرق بین خوب و بد را میشناسد.  راه بد نیاز به تفکر ندارد و تشخیص آن بسیار آسان می باشد.

جبران خسارت چه دانسته باشد و چه ندانسته فرقی نمی کند؛  به هر حال ما به خود تخریب وارد کرده ایم و باید جبران خسارت از خود کنیم. اولین مرحله  جبران خسارت از خود،  بخشیدن خود می باشد. جبران خسارت از خود و از جامعه، به منظور رسیدن انسان به مرحله آرامش می باشد.

جلسه راس ساعت 8:10  دقیقه به پایان رسید.

تعداد مشارکت کنندگان، 10 نفر.

نویسنده:  مسافر داریوش

 





نوع مطلب :
برچسب ها : اعتیاد، بیماری اعتیاد، درمان اعتیاد، وادی هشتم، جبران خسارت، هدف، خواسته،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت