تبلیغات
دستهای آسمانی - انرژی
 
دستهای آسمانی
اعتیاد را ترک نکنیم درمان کنیم. { کنگره 60 }
درباره وبلاگ


این وبلاگ مربوط به یکی از لژیون های کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد میباشد. کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که هدف اصلی آن شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه راهکار به مصرف کننده و خانواده هایشان برای رهایی از اعتیاد میباشد. لذا در این مجموعه واحدهای آموزشی به نام لژیون وجود دارند که در این راستا فعالیت میکنند. این وبلاگ نیز در مورد فعالیتش در این زمینه توسط اعضاء خود اطلاع رسانی میکند.به امید اینکه حاصلی داشته باشد.

مدیر وبلاگ : فرزاد سقایی دهکردی
نظرسنجی
بازدید کننده عزیز لطفا نظر خود را راجع به این وبلاگ مطرح نمایید.





یکشنبه 6 اسفند 1396 :: نویسنده : محسن رضایی

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه ایی از سی دی (انرژی) جناب مهندس دژاکام

دقیقا به اندازه قرینه درخت زیر زمین ریشه درخت هست،

حس با توجه به تجربه و دانایی که دارد برخورد ما را با مسائل تعیین می کند،

یک کلمه را در قالب بسیار زیبا بیان می کنیم اما هزار عقرب پشت آن نهفته.....


"سلام دوستان حسین هستم مسافر"
بیشتربحث ما در مورد حس بوده است،هر موجودی برای بقای خودش نیاز به انرژی داردهیچ موجودی را نمی توانی پیداکنی که بدون انرژی باشد و نیازی به انرژی نداشته باشد،حتی کره زمین هم نیاز به انرژی دارد و این نیاز را از خورشید دریافت می کند.
فاصله زمین تا خورشید 93 میلیون مایل است و دقیقا 8 دقیقه طول می کشذ تا نور خورشید به زمین برسد نور در هر ثانیه 300 هزارکیلومتر حرکت می کند.
مجموعه ستارها و سیارات می شوند کهکشان و تمام آسمان پوشیده از ستاره نیست بلکه مانند مجمع الجزایر ژاپن است یک قسمت ستاره و سیاره بعد از آن خالی دوباره به همین شکل ادامه دار است.
جزیره ایی که زمین داخل آن قرار دارد کهکشان راه شیری است اگر بخواهیم از کهکشان راه شیری وارد کهکشان دیگری بشویم باید 2000000 سال نوری حرکت کنیم تا از آن خارج شویم اگر بخواهیم از منظومه شمسی خارج شوی باید 50000 سال نوری حرکت کنیم.
هر موجودی باید دنبال کسب انرژی باشد حالا که هر موجودی نیاز به انرژی دارد باید این انرژی را پیدا کند انسان احتیاج به غذا دارد باید این غذا را پیدا کند برای پیدا کردن غذا نیاز به حس دارد تا با گیرندها پیدا کند،پس درخت هم برای پیدا کردن آب نیاز به حس دارد برای عملیات فتوسنتز نیاز به نور دارد حتی ریشه ها زیر زمین برای پیدا کردن آب نیاز به حس دارد هنگام برخورد باسنگ با حس سنگ را دور می زند.
همین درختی که روی زمین می بینید معادل و قرینه آن را زیر زمین بدانید هر چه قدر درخت است همان قدر ریشه است فاصله دو درخت کنار هم باید رعایت شود اگر دو درخت کنار هم شاخه ها در هم تنیده باشد حتما ریشه ها هم در هم هستند،
حیوان ها هم همین طور هستند بسته به نوع زیستی که دارند حس هم دارند دستگاههای تشخیص غذا متفاوت است مثلا حس های گیرنده غذا برای یک پلنگ با یک کرم زیر زمین با هم فرق دارد.
مسئله بعد از پیدا کردن غذا،تشخیص آن است که آیا قابل خوردن هست یا نه،معده که یک کارخانه هضم غذااست همه جور غذا را قبول نمی کند می بینیم که چنانچه غذایی فاسد باشد خودکار آن غذا را پس می زند
چگونه با حس غذا را تشخیص می دهیم؟طبق تجربه و دانایی که داریم مثلا احساس تلخ بودن نشانه فاسد بودن است حس می گوید نخور قابل خوردن نیست بدمزه است.
اولین چیزی که در هستی برای هر موجود واجب لازم و ضروری است حس است حس یک ابزار تزئینی نیست،چرا ما اینقدر راجع به حس صحبت می کنیم چون همه چیزها از حس شروع می شود،عشق ایمان کینه نفرت حسادت محبت و غیره...
پولدار هم می خواهی بشوی بر مبنای حس است،تا و قتی ما در این جهان زندگی می کنیم این پنج حس ظاهر است وقتی هم که به جهان بعدی می رویم پنج حس باطن شروع به کار می کند چون حیات ادامه دارد و نیاز به حس واجب و ضروری است.
سه مولفه ارتباط بین هستی را به وجود می آورد؟
1.نور
2.صوت
3.حس
که در کتاب آسمانی هم از آن به نام:
1.ابصار
2.سمع
3.فواد یا قلوب
نام برده شده است الم نشرح لک صدرک مگر سینه تورا گشاده نکردیم.
جایگاه نور چشم،جایگاه صوت گوش،جایگاه حس یا عشق قلب است،که به قول استاد سیلور عاشق و معشوق هنگامی که یکدیگر را می بینند دست روی قلب خود می گذارند.
گوش چشم لامسه چشایی بویایی احساس ها را به یک مرکز می فرستند و در آنجا حس ها آنالیز می شود
حس و مرکز حس مانند سردبیر می ماند که خبرنگاران و عکاسان خود را برای جمع آوری اطلاعات می فرستد آنها اطلاعات و عکسها را جمع آوری کرده و برای سردبیر می آورند.
گوش وسیله شنیدن است چشم وسیله دیدن است اینها دیدن و صوت را به مرکز منتقل می کنند مثل تلفن که صدا را به ما منتقل می کند.
حالا برای اینکه حس ما دریافت کند باید به آن نور بتابد تا حس ما بتواند آنرا دریافت کند.
اگر تاریکی باشد ما نمی توانیم چیزی را دریافت کنیم.این جا مولفه نور مطرح است که الزامی است تا یک جایی را چشم می تواند ببیند بعد از یک جایی چشم قابلیت دیدن ندارد مثل پشت دیوار اینجا معمار بزرگ گوش را خلق کرد که بتوانیم با شنیدن آنرا حدس بزنیم و بفهمیم.
یکی از مسائل برای پیدا کردن غذا حب بقا است.
مسئله صوت بسیار حائز اهمیت است بسیاری از جانوران از طریق صوت با هم ارتباط پیدا می کنند و بااستفاده از صوت و نور به زندگی خود ادامه می دهند.
صوت از هستی گرفته شود ایجاد مشکل می کند.
حس ما روی تجربه ایی که کسب کرده ایم به ما می گوید که این غذا خوشمزه است یا بد مزه این مکان مکان خوبی است یا نه این شخص آدم خوبی است یا نه،
حس می گوید این را دوست دارم از این متنفرم،عاشق این شخص شده ام عشق را حس می گوید و تمام این ها را حس تعیین می کند.
وقتی حس ها را دریافت کردیم نسبت به حس ها واکنش نشان می دهیم حواس اطلاعات و آگاهی ها را به مرکز انتقال می دهند و این مرکز هست که با توجه به دانش و تجربه ایی که دارد نوع واکنش را تعیین می کند.
حس نام کتاب و عقل متن کتاب است حس می گوید عسل و عقل کلی مطلب در مورد عسل تحویل ما می دهد.
پس نقطه بعدی که پشت حس قرار می گیرد تعقل است و تفاوت ها در همین قسمت است چون تمام انسان ها حس را دریافت می کنند اما تفاوت در تعقل و اندیشه روی آن مطلب است که هر انسانی که حسی را دریافت می کند نسبت به دانایی و تجربه و آگاهی که دارد آن مسئله را آنالیز می کند و همین مسئله هست که همه عاشق یک نفر نمی شوند هر انسانی انسان دیگری را می بیند و حس آن را به عقل منتقل می کند آن شخص با توجه به سلیقه دانایی و آگاهی با حس خود یا جواب مثبت می دهد یا خنثی یا منفی،
همه گل رز را می بینند اما همه آن را دوست ندارند،همه یک نوع عطر یا یک رنگ خاص را دوست ندارند.
دو زنبور روی یک گل نشستند یکی شد زهر یکی شد عسل،دو آهو از یک علوفه خوردند یکی شد مشک یکی شد پهن،
برخی انسان ها دارای حس خوبند برخی انسان ها حس شان بد است البته این خوب بودن و بد بودن پشت حس است،البته آن انسان هایی که حس شان خوب است به نفع شان است و آرام هستند و هر حرفی هم که می زنند هیچ مشکلی پیش نمی آید اما آنها که حس شان بد است حرفی را در قالب بهترین کلمات بیان می کنند آخرش به دعوا می کشد چون حس بد کلمات را سمی و آلوده می کند.
برای اینکه حس خوب بشود باید پشتش دانایی و آگاهی باشد اگر حس کسی را می خواهی خراب کنی اول باید حس خودت خراب بشود.
گاهی به کسی می گویی بفرما اما کلمه زهرآلود و سمی است.
دانایی زیاد باعث تصفیه حس می شود سواد نع دانایی،
حس خوب مثل ماشین خوب خرج دارد.
و اینجا باید خمر کار کند و همه اینها به خمر بر می گردد اگر خمر خوب کار نکند کار سخت و مشکل می شود انسانی که خمرش خوب کار می کند همیشه نشئه است و همه هستی را دوست دارد و انسانی که خمرش کار نکند همیشه خمار است.
و اینها همه به هم ربط دارد و اگر همه درست باشد خمر کار نکند به خنثی کشیده می شود.
همه مشکلات به خودمان برمی گردد اگر حس ما بد باشد همه چیز از اول صبح تا شب بد می شود،باید خواب کامل باشد و صبح که بیدار می شوی سیر باشی و نیاز به خواب نداشته باشی،حس بد همه را از اطراف ما پراکنده می کند و حس خوب همه را دور ما جمع می کند.

حس تان همیشه سبز

التماس دعا

مسافر محسن رضایی






نوع مطلب : نوشتار سی دی ها، مقالات، 
برچسب ها : انرژی، خداوند، قرآن کریم، مغز، حس عشق، حس نفرت،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت