تبلیغات
دستهای آسمانی - چرخش
 
دستهای آسمانی
اعتیاد را ترک نکنیم درمان کنیم. { کنگره 60 }
درباره وبلاگ


این وبلاگ مربوط به یکی از لژیون های کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد میباشد. کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که هدف اصلی آن شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه راهکار به مصرف کننده و خانواده هایشان برای رهایی از اعتیاد میباشد. لذا در این مجموعه واحدهای آموزشی به نام لژیون وجود دارند که در این راستا فعالیت میکنند. این وبلاگ نیز در مورد فعالیتش در این زمینه توسط اعضاء خود اطلاع رسانی میکند.به امید اینکه حاصلی داشته باشد.

مدیر وبلاگ : فرزاد سقایی دهکردی
نظرسنجی
بازدید کننده عزیز لطفا نظر خود را راجع به این وبلاگ مطرح نمایید.





شنبه 19 اسفند 1396 :: نویسنده : محسن رضایی
به نام قدرت مطلق الله
 
خلاصه ایی از سی دی (چرخش) جناب مهندس دژاکام

زمین بدون حجت خداوند نیست،

اولیای خداوند حدودا 300 نفر هستند،

40 نفر اوتاد و 7 نفر ابدال هستند که تبدیل شدند.....





"سلام دوستان حسین هستم مسافر"

همه حال از خلقت تا خلق دیگری در گردش و چرخش هستیم وچیزی که هست، تبدیل است که انجام می پذیرد هر تبدیلی برای خود مراحلی دارد که ما تابع آن هستیم و یا می شویم و باز ادامه دارد.
دنیا در حال پیشرفت است هر تغییری تبدیلی دارد و زمان قدیم وسیله نقلیه نبود و مردم برا جابجا شدن از حیوانات استفاده میکردند و بعد شد دُرشکه بعد شد ارابه بعد شد ماشین هواپیما کشتی و اینها روز به روز پیشرفته تر شد.
 و یا یک موبایل که یک چیز کوچکی هست اندازه پاکت سیگار ولی بیشتر کارهای روزمره ما با آن انجام می پذیرد،و ما این تبدیلها را روزانه به چشم خود می بینیم ،یک فرد معتاد وقتی می خواهددرمان شودو تبدیل به یک آدم سالم بشه و این تبدیل برای خودش مراحلی دارد و همینطور امکانپذیر نیست یا یک فرد سیگاری میخواهد تبدیل به یک فرد غیر سیگاری بشود این هم برای خودش مراحلی دارد.
اینجا یک زمین خالی هست میخواهیم آن را تبدیل به یک ساختمان دو طبقه کنیم این برای خودش یک قوانینی دارد و همینطور امکان پذیر نیست برای هر تبدیل ما یک مراحلی داریم برای خودش و تا آن مراحل طی نشود تبدیل انجام نمی پذیرد.
ما گندم را داخل زمین می کاریم ،یه بوته سبز می شود و بعد این می خواهد تبدیل به گندم شود اون علف یا بوته سبز میخواهد تبدیل به گندم شود این برای خودش مراحلی دارد ما نمی توانیم این مراحل را نادیده بگیریم در صور آشکار یا صور جسمی ما این را خوب قبول داریم حسش میکنیم و درکش میکنیم وموقعیت هم بهش میدهیم  ولی برای خودمان برای تغییرمان برای رفتارمان و کردارمان این را در نظر نمی گیریم و این که یک فرد سارق هست در یک آن تبدیل به یک فرد سالم و خوب می شود در یک لحظه بدون هیچ آموزش و هیچ اطلاعاتی اون میتواند این تغییرات را انجام دهد ولی با فاصله زمانی، بنابراین بخاطر همین هست که در مسئله مقوله اعتیاد همه میخواهند یک شبه از یک انسان معتاد تبدیل به یک انسان سالم وپاک شوند که این امکان پذیر نیست ،چیزی که مهم هست برای هر تبدیل ما یک مبداء داریم و یک مقصد و یک هدف داریم ، یعنی در کل خلقت نگاه کنیم این تغییر و تبدیل که در خلق هست این یک سری مبداء ای دارد که از یک نقطه آغاز شده و یک مقصدی هست که اولش را بگوییم بینگ بنگ و آخرش را بگوییم انهدام جهان از دیدگا دیگر اول بگیریم ارس و بعد بگویم قیامت فرقی نمی کند،
مبدا و مقصدش و یه هدف را دنبال میکند همیشه در تبدیل یک هدف دنبال میشود ، ما هم در تغییر و تبدیل خودمان یک هدف داریم و تبدیل یک مراحلی دارد و این مراحل تبدیل باید حتماً انجام بگیرد ،مراحل چیست؟ اول از همه نقشه می خواهد،
که از کجا میخواهد شروع کند و به کجا میخواهد برسد و بدون نقشه راه تبدیل و تغییر انجام نمی گیرد ، اگر شما بخواهید سیب را تبدیل سرکه کنید باید 14 مرحله را طی کنید ،
و این 14 مرحله را نقشه را میگویند و تمام هستی برای تبدیل شدن یه نقشه راه دارند که خداوند برای همه قرار داده که همه دارای نقشه راه هستند و دوم زمان است،
یعنی تغییر و تبدیل بدون زمان هیچ وقت انجام نمی گیرد ، در آن واحد اگر بخواهید تبدیل انجام بگیرد تخریب های بسیار وحشتناکی انجام می پذیرد ، مثلاً در یک لحظه زلزله میشود و تمام شهر تبدیل به ویرانه میگرد و یا یه مواد منفجره داخل یک ساختمان باعث تخریب آن می شود،
و تبدیل آنی یک شوک بسیار عظیم وارد میکند ، پس اگر ما بخواهیم یک انسان بهم ریخته و معتاد را در یک لحظه تبدیل به یک انسان صالح کنیم تخریب های زیادی صورت می پذیرد، مرحله بعدی تغییر است که مهمترین مسئله تغییر است که بصورت عملیاتی،
باید تغییر انجام بگیرد اگر تغییر انجام نگیرد تبدیل اصلاً انجام نگرفته ، و برای تبدیل شدن تغییرات از الزامات است،
فردی که وارد کنگره میشود و بخواهد اعتیادش را درمان کند ولی هیچ تغییری نخواهد بکند ،همان شازده ای که بوده همان شازده خواهد بود ، و این است که به درمان نمیرسد چون تبدیل نمیشود ،چون تبدیل بدون تغییر امکان پذیر نیست،
هم در مقوله اعتیاد و در تمام مقوله ها و مقوله زندگی ،دونفر هستند همیشه با هم دعوا دارند و دو زوج بسیار بهم ریخته هستند و یا دو خواهر و برادر و یا...دائماً با هم درگیری دارند اینها هیچ وقت تبدیل به یک موجود صالح نمیشوند ،منظورم اینه که با هم درگیری نداشته باشند،
حتی با دعای خیر هم انجام نمی پذیر دعای خیر برا کسی صورت میگیرد که خودش هم یه قدمی بردارد و خودش بخواهد و عملیاتی اقدام کند و دعای خیر هم کمکش میکند وگرنه اثری ندارد بنابراین اگر بخواهند آنها ارتباطشان با هم خوب شود باید تغییر کنند،
و تبدیل شدن چیز بسیار مهم و بارزش است واگر انسانی بتواند تبدیل بشود باید حتماً نقشه راه داشته باشد و زمان را هم در نظر بگیرد چون بدون نقشه راه و زمان میسر نمی شود و اگر کسی یکی از این مقوله را نداشته باشد تبدیل شدن امکانپذیر نیست.
پس تغییرات یکی از مسائل عمده و ضروری ما هست . پس بدون تغییر هیچ اتفاقی رخ نمی دهد اگر کسی میخواهد تبدیل به یک فرد خوب و صالح و متین باید تغییر کند واگر بعد از این که درمان شد باز هم بخواهد همان کارهای که در قبلا و در دوران معتادی انجام میداد را انجام بدهد و تغییر نکند این فرد هیچ نگیری نکرده و تمام تلاشهایی که کرده بی فایده بوده و هیچ تبدیلی انجام نگرفته.
دنباله سخن: 
چیزی که دائماً نقش کلی دارد چیست؟ شاگر میگوید چیست؟ همین است که بین من و تو وبین کسانی که دوستنشان داریم در جریان است،شاگرد میگوید منظورت محبت است ؟استاد میگوید آری .(جدا از صحبتهای بالا چیزی که میتواند از یک انسان کاملاً به هم ریخت و آشفته را آرم کند محبت است) .آری اگه این امواج متبوع الهی نبود ما به هم مطلبی نداشتیم که بگوییم و یا پیامی ارسال کنیم ، یعنی دوتا آدمی که همدیگر را دوست دارند اگه محبت نبود مطلبی نداشتند که به هم بگویند ،از اینکه بخواهیم ببینیم و لمس کنیم و اینقدر اندیشهایمان به نزدیک باشد (چیزی که انسانها را بهم متصل میکند و پیوند میدهد همان محبت است و اِلا خشم و کینه و نفرت که باعث جدایی انسانها می شود)وقتی محبت میکنی یعنی فرد هم بخود محبت می کند و هم به دیگری ،واگر انتقام می خواهی بگیری باید دوتا قبر بکنی یکی برای خود و دیگری برای دشمنت و اگر غیبت می کنی دوتا مشکل درست میکنی هم برای خودت هست و هم برای دیگری، 
دنباله سخن:فکر نمی کنی این موضوع چقدر اهمیت دارد آیا اگر در درون سینه تو ومن چنین چیزی نبود چگونه میتوانستی آنچه که تو میکنی و آنچه که من میخواستم بر دلها نوشته شود .
(یعنی اگر در سینه من و تو محبتی وجود نداشت چگونه می توانستیم این را به دیگران منتقل کنیم، انسان چیزی را می تواند بدهد که مالکش باشد اگه مالکش نباشد که نمی تواند بدهد، شما محبت را موقعی میتوانی بدهی که محبت را داشته باشی اگه نداشته باشی نمی توانی بدهی ، دوستداشتن را باید داشته باشی اگه نداشته باشی نمی توانی بدهی،مقداری پول باید داشته باشی که به کسی بدهی اگر نداشته باشی که نمی توانی بدهی، اگر راهنما علمی نداشته باشه که نمی تواند به رهجو بدهد اگر عشقی نداشته باشد که نمی تواند به رهجو بدهد )
دنباله سخن: چه می شد پس دل من هم برای تو تنگ می شود ،و این از مهر است امروز و هر لحظه ای که میگذرد آن تفکر من و تو و شکل دیگری واقعیت پیدا میکند و این مهم و با ارزش است و انکه زبانها یکی میشود همه دیدنها یکی میشود و یاد آنها دلمان را تنگ و هم نزدیک میکند و بارها گفتیم که پایه محبت آگاهی و دانایی است از معرفت در جهت خیر محبت پدیدار میشود (آدم جاهل نمیتواند محبت داشته باشد کسی میتواند محبت داشته باشد که به دانایی رسیده باشد بحث باسود شدن نیست ممکن است کسی باسود باشد ولی به دانایی نرسیده باشد،
تفکر آموزش و تجربه، پس محبت ریش اش دانایی و تجربه است باید به اون مرحله از دانایی برسید تا تبدیل بشوی به ابدال و تبدیل به محبت شوی وقتی به محبت رسید اون موقع زبانها یکی میشود در بین انسانها ، بعضی از انسانها با یک زبان صحبت میکنند ولی حرف همدیگر را نمی فهمند)
دنباله سخن:استاد میگوید میدانی که دوستان و محبت مرا از تنهایی رها نمودند،من تنها بودم و با افکار خود که فکر میکردم اما فرمان صادر شده بود از این یگانگی خود بیرون بیایم میدانید تو را که در جمع هستم البته نه به تنهایی من اما یاران در رهند تو  را درمی یابند، شما را می فهمند ولی خواهند آمد و من فکر میکنم بیشتر از این موضوع رنجت دهد و دلت بیشتر برای ما تنگ می شود اما اینچنین نخواهد ماند برای اینکه تو کار میکنی و به مسائل رسیدگی  مینمایی فرامین را طبق گفته های قبلی یک به یک  اجرا میکنی یا در صدد آن هستی این وقت تو را خوب پر میکند زیرا اکنون و حالا به این مطالب نیاز داری کوشش تو راه را برای آنان که در راه هستند هموار می نماید برای اینکه تو کار میکنی ،و به مسائل رسیدگی می نمایی، فرامین(دستورات الهی یا قوانین کنگره یا قوانین..) را طبق گفته های قبلی یک به یک اجرا میکنیم و یا درصدد عمل آن هستیم ، جهان مملو از مطالبی هست که قابل وصف نیست ،اگر بدرون سفر کنی درخواهی یافت که بیرون آنچه دیده میشود و می بینی و مقابل درون گویی توپی بیش نیست تو درون انسانها را به خودشان آدرس و نشانی میدهی و یافتن خودشان بسیار تا بسیاردر دگرگونی آنها موثرهست ،و امری است خدادادی یا طبیعی.انسان خودش باید خودش را تغییر دهد ،و اما حسین عزیز یا شاگر عزیز مذکر یا مونث بودن هیچ مفهومی ندارد ،در بعد تکامل لازمه احیاء جسم و ابعاد  دیگر مثلث است که بقای اصل محسوب میشود.اصل تکامل در خلقت وجود است نه مذکر و نه مونث ،وهرنوعی مثل آب و آتش وآنچه بین تلفیقات آن است. حیات بدون مسائلی که خلق شده امکان ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها : ابدال، حجت خداوند، عمل سالم و صالح، خداوند، قرآن کریم، اولیای خداوند،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت