دستهای آسمانی
اعتیاد را ترک نکنیم درمان کنیم. { کنگره 60 }
درباره وبلاگ


این وبلاگ مربوط به یکی از لژیون های کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد میباشد. کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که هدف اصلی آن شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه راهکار به مصرف کننده و خانواده هایشان برای رهایی از اعتیاد میباشد. لذا در این مجموعه واحدهای آموزشی به نام لژیون وجود دارند که در این راستا فعالیت میکنند. این وبلاگ نیز در مورد فعالیتش در این زمینه توسط اعضاء خود اطلاع رسانی میکند.به امید اینکه حاصلی داشته باشد.

مدیر وبلاگ : فرزاد سقایی دهکردی
نظرسنجی
بازدید کننده عزیز لطفا نظر خود را راجع به این وبلاگ مطرح نمایید.





جمعه 14 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محسن رضایی

جلسه پنجم از دوره شصت و دوم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه هفته راهنما در روز چهارشنبه مورخه 97/2/12 با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری مسافر حامد در ساعت 9:55 آغاز به کار نمود. 



سخنان مهندس:

جلسه این هفته، هفته ی راهنما است. 

راجع به قدردانی خوشبختانه به طور اتفاقی در سی دی هفته قبل صحبت کردم. 

ارزشها، حرمت ها و جایگاهها را باید با تمام تلاش محترم بشماریم. اگر این جایگاهها را محترم بشماریم، این جایگاهها مستحکم خواهند بود و محیط آرامی خواهیم داشت و دیگران داوطلب هستند که به این جایگاهها برسند. 

اگر الآن 3000 نفر در امتحان شرکت می کنند و 10درصد قبول می شوند و این اشتیاق است، نشاندهنده این است که این جایگاه ارزشمند است و افراد عاشق این جایگاه هستند. راهنماها هم بخاطر دلشان این کار را انجام می دهند و هیچ چشمداشتی ندارند، این است که ما باید قدردان آنها باشیم و ارزش این زحمات را بدانیم. 

در کنگره همه جایگاهها عوض شده است،  بیرون از اینجا همه دارند با حساب چرتکه و منافع خودشان کار می کنند، حتی اگر یک کور را بخواهند از خیابان عبور بدهند، می گویند چه چیزی به من میرسد که این فرد کور را از خیابان عبور بدهم؟ ولی در کنگره این موضوعات تغییر کرد.

در مکاتباتم با ویلیام نوشتم که ما دو دیدگاه داریم، یکی قدیمی و کلاسیک و اینکه افراد معتاد همه وسوسه دارند، پیشنهاد می شود با رفقا و مکان های سابق رفت و آمد نکنند، مواد را نبینند، توپ و یار و زمین بازی را عوض کنند. ولی کنگره 60 می گوید از این خبرها نیست. وقتی یک نفر در کنگره شیشه شربت را باز می کند، راهنما، اصلاً احساس نمی کند که این دارو را می تواند بخورد یا هیچ حسی به او دست نمی دهد. در کلینیک ها، افراد نشسته اند و به کمک پزشکان شربت اوتی می ریزند و به مریض ها می دهند، پس در کنگره همه ی معیارها بهم خورد.

هرآنچه در کتابهای علمی نوشته شده است، روشهای کلاسیک و قدیمی است و از نظر کنگره 60 غلط است. همه ی متخصصین جهان می گویند که ماده مخدر غیرقابل کنترل است، ولی عملاً کنگره این موضوع را نقض کرد و ما ماده مخدر را کنترل می کنیم. 

به کمک متد dst ، هر دارویی به فرد داده می شود، قابل پس گیری است. متادون را به افراد می دادند و نمی توانستند پس بگیرند، بنابراین تا آخر عمر به او تجویز می کردند، ولی با روی کار آمدن روش DST، هر دارویی که به بیمار داده می شود، قابل پس گرفتن است.  

معیار راهنمایی هم در کنگره بهم ریخته است، معیار خدمت به انسانها در کنگره بهم ریخته است، افراد از روی عشق و علاقه و رایگان خدمت می کنند و راهنماها موتورهای کنگره هستند. پس ما باید به راهنماها احترام بگذاریم. حالا ممکن است در 100راهنما، دو راهنما خراب باشند. خیلی به ندرت پیش می آید که یک راهنما سوء استفاده کند، ولی بقیه به خدمت های خودشان عمل می کنند.

بنابراین ما باید در این هفته، به راهنماها احترام بگذاریم، در این هفته هرچه خواستید هدیه بدهید، مشکلی نیست، حتی میلیون ها تومان پول هم اگر دادید مشکلی نیست ولی در خارج از هفته راهنما، این کار تخلف به حساب می آید. 

شما در این هفته چیزی از خودتان نمی دهید. وقتی خداوند می گوید انفاق کنید، نمی گوید که از مال خودتان انفاق کنید، بلکه می گوید مال دیگران را که در داخل مال شما گذاشته اند، به صاحبانشان برگردانید. یعنی این پولی که در دست توست، مقداری از آن سهم فقرا و دیگران است، سهم آنها را بده. 

حدود 11 میلیون تومان هزینه خدماتی است که کنگره برای افراد خرج می کند، بنابراین 50 هزار تومان یا بیشتر در پاکت گذاشتن و قدردانی کردن، پول خیلی زیادی نیست. 

فقط بایستی در این هفته از راهنمایتان قدردانی کنید، من راهنمای همه ی شما هستم، ولی این هفته اصلاً به من ربطی ندارد و فقط باید به راهنمای مستقیمتان هدیه بدهید. آن چیزی که می خواهید به من هدیه بدهید، به راهنمای خودتان بدهید. ولی بچه هایی که من راهنمای سیگار آنها بودم (حدود 30نفر بودند) می توانند و بایستی به من بهم بعنوان راهنما هدیه بدهند. من به اعضای لژیون پزشکان گفته ام که همه ی شما وظیفه دارید که به من کادو بدهید در این هفته، هرکدام که کادو ندهید اسمتان را یادداشت می کنم و دیگر به کلینیک شما مراجعه کننده نمی فرستیم. 

خود من هم ناپرهیزی کردم و برای راهنمایان کادو گذاشتم، البته سالهای پیش کادو می دادم، ولی دو سه سال این کار را نکردم که نسبت به من بدعادت نشوند، آن کار را هم می کردم که بقیه بچه ها یاد بگیرند، چون این رسم و رسومات که من می گذارم، برای من جز ضرر چیزی ندارد. الآن هم فرصت نامه نوشتن نشد، یک مرتبه شیطان در جلدم رفت و پولهای نازنین را در پاکت گذاشتم و وقتی راهنما بالا می آیند، پاکتشان را خودم می دهم. آنهایی را هم که راهنما هستند و این هفته رهایی ندارند، حتماً پاکت خواهم داد. 

وقت بسیار کم است و رهایی زیاد داریم.

کسانی که راهنمای شما هستند، می توانید به آنها کادو بدهید و در جای دیگر ممکن است کسانی باشند که بغیر از راهنمای شما به شما درسی داده اند، مثلاً اگر ورزش باستانی می کنید، به مرشد و مربیان خودتان می توانید کادو بدهید، ایرادی ندارد. یا مثلاً یک نفر راهنمای سیگارتان است، باید به او کادو بدهید. کسی که به شما درس و آموزش داده و از آموزش او استفاده کرده اید، باید به او در این هفته کادو بدهید. کسی که به شما آموزش می دهد، در هر رشته و آموزشی، و بعنوان مربی شما ظاهر می شود، باید از او قدردانی کنید. اگر یک نفر مربی تیروکمان شما هست، باید در این هفته به او کادو بدهید. اگر راگبی می روید، به مربی خودتان هدیه بدهید.  البته من هم به شما درس می دهم، ولی خودم را کنار گذاشته ام.

یک مسئله اینکه؛ 

روزهایی که گروه خانواده جلسه دارد، آقایان مرزبان نمی توانند در گروه خانواده باشند. مگر اینکه اتاقشان بیرون از ساختمان باشد. مثلاً اینجا امروز جلسه گروه خانواده باشد، مرزبان آقا نمی تواند در اتاق مرزبانی بنشیند، باید به گروه خانواده کمک کنیم و حریم آنها را حفظ کنیم. آقایان بایستی وقتی یک رهایی دارند، حتماً از شاگردشان بپرسند که همسفر دارد یا خیر و اگر داشت راهنمای همسفر هم زیر برگه را امضاء کند و برای رهایی به آکادمی بیاید.

مسئله بعد؛ گروه موسیقی

ما هر کجا و هر سیستمی داریم، باید طبق قوانین کنگره 60 عمل کنیم. تیروکمان جدا از کنگره نیست، کسی می تواند در تیروکمان شرکت کند که عضو کنگره باشد و در لژیون باشد. اگر پسر شما راهنما نداشته باشد، نمی تواند در تیروکمان شرکت کند، چون آموزش ندیده است. 

ما گفته بودیم خانم هایی که زیر 16 سال هستند، می توانند در تیم والیبال شرکت کنند، ولی زیر 16سالی که کلاسهای کنگره را شرکت کند، اگر نیاید نمی تواند شرکت کند. یک خانمی با ظاهر بسیار نادرست، نمی تواند در زمین مسابقات شرکت کند. 

بچه های کنگره 60، با آموزش های کنگره 60 اهلی شده اند (البته ببخشید که اینطور صحبت می کنم) اکثر مردم بیرون از کنگره وحشی هستند و با کوچکترین موضوعی، بهم می ریزند و به یکدیگر حمله می کنند.

برای گروه موسیقی هم همینطور است، کسی که می خواهد در گروه موسیقی وارد شود، بایستی عضو اعضای کنگره 60 باشد، کسی که جزو گروه موسیقی است، باید قوانین را رعایت کند. آقایان نمی توانند با پیراهن آستین کوتاه حضور داشته باشند، خانم ها هم همینطور، باید با رعایت قوانین کنگره 60 حضور پیدا کنند، با ظاهری آراسته و مناسب، در غیر اینصورت دچار مشکل خواهیم شد. 

یک پادشاهی یک شهری را فتح کرده بود، ظهر دید که بعضی ها روی پشت بام داد می زنند، به وزیر گفت: چرا اینها داد می زنند. گفت: اینها اذان می گویند. گفت اذان چیست؟ گفت خبر می کنند که موقع نماز است و دیگران برای نماز بیایند. گفت: این کار اینها ضرری برای ما ندارد؟ وزیر گفت: نه قربان. گفت: پس می توانند اذان بگویند.

حالا هر کاری که ما می خواهیم انجام بدهیم، باید ببینیم که برای ما ضرر دارد یا ندارد؟ اگر برای کنگره ضرری دارد، ما انجام نمی دهیم. من به خانم های مسافر هم گفتم که وقتی وارد اینجا می شوید، باید پوشش خودتان را کاملاً رعایت کنید. چون اگر این پوشش را ما رعایت نکنیم، مشکلات زیادی برایمان بوجود می آید و دایماً اینجا پلیس، ارشاد و ... 

در این چند سال ، یک بار نشده است که یک نفر به ما اعتراض کند و یک نفر نگفته است که چرا شما این مسئله را رعایت نمی کنید، یک بار از گل نازکتر به ما نگفتند، چون ما رعایت می کنیم. پس گروه موسیقی هم باید رعایت کنند. همان احترام، پوشش خانم ها و آقایان و حرمت ها بایستی رعایت گردد. از این به بعد هم میهمان و تماشاچی برای گروه موسیقی نخواهیم داشت. 

در شهر قدس هم گروه خانواده داشتیم، دو راهنما با هم به مشکل برخورده بودند و مشکلاتی را بوجود آورده بودند که اعلام کردم که گروه خانواده شهرقدس فعلاً تعطیل. کسانی هم که این شلوغی ها درست کردند اعلام می کنم که تا مدت یکسال نبایستی پایشان را به کنگره بگذارند. اگر بی نظمی در کنگره بوجود بیاید، ما جمع می کنیم تا مشکلی برایمان بوجود نیاید.

در قسمت آقایان مسافر ایجنت ها استاد جلسه می باشند و اگر خودشان جای دیگری بودند، یک نفر دیگر را جای خودشان می گذارند. 

در قسمت خانواده هم، اسیستانت بعنوان استادجلسه می نشیند و جلسه را اداره می کند.





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : تقدیر از راهنما، احترام، کادو،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت