دستهای آسمانی
اعتیاد را ترک نکنیم درمان کنیم. { کنگره 60 }
درباره وبلاگ


این وبلاگ مربوط به یکی از لژیون های کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد میباشد. کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که هدف اصلی آن شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه راهکار به مصرف کننده و خانواده هایشان برای رهایی از اعتیاد میباشد. لذا در این مجموعه واحدهای آموزشی به نام لژیون وجود دارند که در این راستا فعالیت میکنند. این وبلاگ نیز در مورد فعالیتش در این زمینه توسط اعضاء خود اطلاع رسانی میکند.به امید اینکه حاصلی داشته باشد.

مدیر وبلاگ : فرزاد سقایی دهکردی
نظرسنجی
بازدید کننده عزیز لطفا نظر خود را راجع به این وبلاگ مطرح نمایید.





دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محسن رضایی

این نکته در متن وادی نهم به این شکل آمده است: نیروهای اهریمنی یا تخریبی با تمام خصوصیات منفی خودشان نقش نیروهای مکمل یعنی تکمیل‌کننده را در هستی بر عهده‌دارند و شاید هستی بدون وجود آن‌ها نمی‌توانست به مسیر تکامل خود ادامه دهد.
برداشت من از این وادی با در نظر گرفتن تجربیات مختلف و به‌ظاهر ناخوشایندی که دارم بیان این مطلب است که عنوان کنم از این ساده‌تر نمی‌شود، اما برای چه کسی؟ به‌راستی برای چه کسی مشکلات و سختی‌های پشت سر و پیش رو یا در حین وقوع نه لعنت خداوند بلکه رحمت خداوند هستند؟
 
http://danial.congress60.org/
 

اگر به کتاب 60 درجه در عنوان قوانین مروری بی افکنیم به این بخش از نوشتار می‌رسیم که می‌گوید:
در این مجموعه از قوانین استفاده‌شده است که می‌توان آن‌ها را از قوانین الهی نامید و قابل‌استفاده برای همه انسان‌هاست و همان‌گونه که بخشی از قوانین ریاضی و فیزیک، ثابت هستند این قوانین هم ثابت می‌باشند. در ادامه‌ی همین بخش آمده است. این قوانین پل‌هایی بسیار نیرومند برای اندیشه ما هستند که در طول سفر بیان می‌شوند و مورداستفاده ما قرار خواهند گرفت.
در وادی نهم از کتاب 14 وادی آمده است " وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به در جه بالا و بالاتری برسید نقطه تحمل پیدا می‌شود "  همین عنوان در کتاب 60 درجه تحت عنوان قانون دهم مورد کاوش قرارگرفته است.
قدر مسلم رسیدن به پایین درجات انسانی و تاریکی برای هیچ‌کس یک‌شبه اتفاق نیفتاده است، لااقل در مورد خودم در مصرف سیگار و مواد مخدر می‌توانم بگویم بسیار آرام و به‌تدریج اتفاق افتاد. فاصله بین اولین نخ سیگاری که توانستم دودش را در سینه حبس کنم با اولین نخ سیگاری که در دست گرفتم تقریباً 5 سال بود، به همین ترتیب و البته با قدری سرعت گرفتن در سقوط به سمت تاریکی، فاصله بین زمانی که تقریباً 3 گرم شیشه را یکجا به بدنم تزریق و اتفاق خاصی برایم نیفتاد با اولین روزی که مصرف ماده مخدر را به‌عنوان یک کار هیجان‌انگیز در برنامه‌ام قراردادم 1 سال و نیم بود.
 
به این اتفاقات که نگاه می‌کنم متوجه می‌شوم که اگر اولین روز مصرف، یک‌دهم میزان آخرین روز مصرف را وارد بدنم می‌کردم اگر با مرگ مواجه نمی‌شدم ولی آسیب جدی به مغزم وارد می‌شد و نتیجه‌گیری اینکه من ندانسته درحرکت خودم در مسیر تخریب از همین قانون تبعیت می‌کردم، تکرار منظم مصرف مواد مخدر و سیگار در طول زمان مرا به درجه بالایی از تحمل در برابر مصرف انواع مخدر رسانده بود.
آنچه باعث نتیجه‌گیری و درنهایت کشف این قانون توسط جناب مهندس شد دیدن همین قانون در مسیر پشت سر و استفاده از آن در جهت عکس و حرکت به جهت عکس در مسیر درمان و به‌طورکلی ارزش‌ها بود؛ یعنی استفاده قوانین مورداستفاده توسط نیروهای اهریمنی و منفی به ضرر خودشان.
این نکته در متن وادی نهم به این شکل آمده است: نیروهای اهریمنی یا تخریبی با تمام خصوصیات منفی خودشان نقش نیروهای مکمل یعنی تکمیل‌کننده را در هستی بر عهده‌دارند و شاید هستی بدون وجود آن‌ها نمی‌توانست به مسیر تکامل خود ادامه دهد.
برداشت من از این وادی با در نظر گرفتن تجربیات مختلف و به‌ظاهر ناخوشایندی که دارم بیان این مطلب است که عنوان کنم از این ساده‌تر نمی‌شود، اما برای چه کسی؟ به‌راستی برای چه کسی مشکلات و سختی‌های پشت سر و پیش رو یا در حین وقوع نه لعنت خداوند بلکه رحمت خداوند هستند؟
 
http://danial.congress60.org/
 
به نظر می‌رسد جواب این سؤال در متن خود وادی نهم به‌روشنی آمده است: در صورتی می‌توانیم ضد ارزش‌ها را کاهش دهیم که دانایی ما افزایش یابد؛ یعنی اینکه برای تشخیص و تغییر جهت ابتدا نیاز به دانایی دارم تا همان‌طور که وادی نهم گفته است بتوانم آن‌ها را از سر راه خودم کنار بزنم، به عبارت پیش از هر اقدامی باید بدانم که اصلاً چه اقدامی را باید انجام بدهم.
برای بیان بهتر برداشتم به نقل جمله از راهنمای خودم می‌پردازم که عنوان می‌کند در کنگره موضوعات و دستور جلسات و وادی‌ها دقیقاً به مرکز هدف  نشانه می‌روند؛ عمق موضوع را نشانه‌گیری می‌کنند تا مرا متوجه مسائلی کنند که فهم  آن‌ها درنهایت منجر به رسیدن به صلح و آرامش، رفاه و آسایش درونی شوند. وادی نهم به جهتی که از پیش در پی گرفته‌ام قوت و استقامت می‌بخشد و درست مثل یک وادی یا منزلگاه در میانه‌های راه به من جان تازه و قدرتی مضاعف می‌دهد.
آنچه می‌خواهم بگویم درواقع برگرفته از پیام ابتدایی همین وادی است؛ در ابتدای وادی نهم تیتر وادی است که عنوان می‌کند وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به در جه بالا و بالاتری برسید نقطه تحمل پیدا می‌شود و بعدازآن مخاطبین پیام را نشانه می‌گیرد، در حقیقت پیام را برای کسانی می‌داند که به دنیایی تازه قدم نهاده‌اند و به خویش خویشتن توجه می‌نمایند.
قطعاً حرکت از سخن به نقطه عمل آن‌هم در دنیایی تازه می‌تواند برای من و هرکس، قدری ناشناخته باشد اما این قانون به قدم‌های مردد قوت می‌بخشند
خود من دارای نوعی مشکل تنفسی هستم و اولین روزی که اقدام به شروع ورزش صبح گاهی به‌عنوان بخشی از برنامه درمان درروش DST   کردم درست شبیه به مثالی که در کتاب و وادی نهم آمده، بعد از 50 متر دویدن تقریباً به‌زحمت می‌توانستم نفس بکشم و داشتم از حال می‌رفتم اما امروز باگذشت چند ماه از این کار،50 متر را به نزدیک به 3 هزار متر رسانده‌ام و لذت سرشاری را نیز ازاین‌جهت تجربه می‌کنم.
قطعاً اگر زحمت دویدن را به خود نمی‌دادم مجبور به تحمل فشارهای تنفسی که بر من وارد می‌آمد نبودم ولی در آن صورت به نقطه تحمل امروز دست پیدا نمی‌کردم اما آنچه مرا امیدوار به ادامه این عمل می‌کرد تلاش برای اجرای همین وادی بود؛ در مسیر سفر و به‌طور کل در زندگی هم همین‌طور است، اگر هیچ حرکتی در جهت مثبت یا کاهش ضد ارزش‌ها و خروج از تاریکی‌ها یا اقدام به کسب توانایی‌هایی نکنم مسلماً مجبور به شرکت در هیچ نبردی و تحمل هیچ سختی نیستم ولی در آن صورت در دسته کسانی قرار خواهم گرفت که وادی نهم با تمثیلی از وجود حیوانات درنده در برابر گله‌هایی از حیوانات علف خوار چنین تشبیه کرده است که:
آن‌هایی که از آمادگی لازم برخوردار نیستند و نتوانسته‌اند خود را قوی نمایند طعمه درندگان خون‌خوار می‌شوند و این عین عدالت است چون عدالت یعنی تعادل، یعنی هر چیز در جایگاه خودش و امروز نیک میدانم که نیروهای منفی، درنده‌تر و خون‌خوارتر و خوش‌اشتهاتر از هر حیوان درنده‌ای کارشان را بلدند.
در حقیقت این وادی راهی را پیش پای من می‌گذارد تا برای عبور از هر پله، هر سختی، هر رنج و هر به‌ظاهر زحمتی با دانستن یک قانون کاربردی با چرخشی 180 درجه‌ای مسیرهای ناشناخته را آغاز کنم و یقین داشته باشم که هرچند از نیروی کم شروع می‌کنم اما رفته‌رفته به درجه بالا و بالاتری از نقطه تحمل در هر موضوعی دست می‌یابم البته با در اجرای دقیق و عملی دو پارامتر تکرار منظم در طول زمان.




نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت