دستهای آسمانی
اعتیاد را ترک نکنیم درمان کنیم. { کنگره 60 }
درباره وبلاگ


این وبلاگ مربوط به یکی از لژیون های کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد میباشد. کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که هدف اصلی آن شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه راهکار به مصرف کننده و خانواده هایشان برای رهایی از اعتیاد میباشد. لذا در این مجموعه واحدهای آموزشی به نام لژیون وجود دارند که در این راستا فعالیت میکنند. این وبلاگ نیز در مورد فعالیتش در این زمینه توسط اعضاء خود اطلاع رسانی میکند.به امید اینکه حاصلی داشته باشد.

مدیر وبلاگ : فرزاد سقایی دهکردی
نظرسنجی
بازدید کننده عزیز لطفا نظر خود را راجع به این وبلاگ مطرح نمایید.





شنبه 26 خرداد 1397 :: نویسنده : محسن رضایی

به نام خداوند بخشنده مهربان

دهمین جلسه از دور بیست و پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی عمان سامانی شهرکرد به استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر نصرت الله و دبیری مسافر یوسف در روز پنجشنبه ۲۴ خردادماه ۹۷ با دو دستور جلسه سیگار وپنجمین سال تولد(ازادمردی) مسافر فرزاددر ساعت ۱۷:۳۰ برگزار شد.


و

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...



خداوند و نگهبان‌ها را سپاس می‌گویم که وصل‌ها را انجام می‌دهند تا بتوانیم خدمتی به همنوع خود یا انسان‌ها انجام دهیم و تشکر می‌کنم از خدمتگزاران کنگره ۶۰ در هر جایگاهی که هستند و سپاس می‌گویم ولی‌نعمت‌ها و راهنماهای خودمان را که توانستند به ما کمک کنند اول‌ ازهمه از راهنمای خودم تشکر می‌کنم که همه‌جا دست مرا گرفت.


اما در مورد دستور جلسه اول که سیگار است، سیگار به‌عنوان آنتی ایکس شمرده‌شده است، حال ببینیم به چه دلیل به سیگار آنتی ایکس می‌گوییم ، آنتی ایکس  به موادی گفته می شودکه اگر ما به هر صورتی مصرف کنیم از تعادل خارج می شویم و فرد مصرف‌کننده ی سیگار اگر برای گردش به‌جایی برود اما سیگارش را نبرده باشد از دیدن آن مکان لذت نمی‌برد.

افرادی که براثر مصرف سیگار از دنیا می‌روند خیلی بیشتر از افرادی هستند که در اثر تصادفات، جنگ‌ها و بیماری‌ها از بین می‌روند اما به نظر شما چرا فردی که مصرف سیگار دارد دچار گرفتگی عروق می‌شود؟

در داخل سیگار ماده‌ای به نام قطران وجود دارد، درون رگ‌های ما بسیار صاف و صیقلی است قطران  درون رگ‌ها را عاج دار می‌کند این عاج‌ها باعث می‌شود چربی‌ها به این عاج‌ها راحت‌تر بچسبند و فرد گرفتگی عروق پیدا کند.

اگر انسان فکر می‌کند که تنش و اضطراب و ناراحتی او با مصرف سیگار از بین می‌رود کاملاً در اشتباه است اکنون مردم بیشتر به مصرف قلیان رو آورده‌اند ، با یک پک سیگار ۳۳ سی‌سی دود توسط نایژک‌های ریه جذب می‌شود ولی با یک پک قلیان ۵ تا ۷ برابر یک پک سیگار دود وارد بدن می‌کند.

حال شخصی وارد لژیون ویلیام وایت می‌شود و با خود می‌گوید من دیگر سیگار نمی‌کشم این تفکر اشتباه است فرد باید تفکر کند که من سیگارم را به‌صورت دودی استفاده می‌کردم و این سیگار تبدیل به نیکوتین خوراکی شده است مثل فردی که مصرف‌کننده تریاک بوده و با شروع  سفر درمانی داروی OT مصرف می‌کند.


مصرف یک نخ سیگار ۲ تا ۳ دقیقه طول می‌کشد بعد که سیگار به پایان می‌رسد فرد دچار حال بد، تپش قلب و غلظت خون می‌شود و بیماری‌های بسیاری در پی دارد ، همه ما می‌دانیم سیگار بد است ولی چرا مصرف می‌کنیم؟ چون دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل نشده است چراکه درمان سیگار دانایی مخصوص خود را می‌خواهد پس بهتر است در سفر اول با شرکت در لژیون‌های ویلیام وایت درمان خود را شروع نماییم.

یک‌زمانی در فیلم‌های دوره قبل ژست سیگار و مصرف سیگار به فرد شخصیت می‌داد ولی الآن این‌طور نیست الآن اعتیاد را با عکس سیگار نشان می‌دهند.


و اما تولد آزادمردی مسافر فرزاد

فرزاد با یک حال بسیار خراب وارد کنگره شد،خانواده اش از او قطع امید کرده بودند و فکر می‌کردند فرزاد دیگر درست نمی‌شود او مثل یک کرباس پوسیده بود، او انواع مواد مخدر را مصرف کرده بود و مصرف بالایی داشت ، آن زمان تازه شربت OT برای درمان استفاده می‌شد و فرزاد برای دریافت داروی خود به اصفهان می‌رفت و خانواده در این راه و مسیر با او بسیار همراهی کردند.

او سفر استانداردی داشت بعد از سفر اول، دستار خدمت بست در بخشOT و مرزبانی فعالیت خود را آغاز کرد پس‌ازآن به همراه همسفرشان در امتحان کمک راهنمایی شرکت کردند و قبول شدند، فرزاد و مادرشان از اولین کمک راهنمایان نمایندگی شهرکرد هستند. نشانه بارز فرزاد رعایت ادب و احترام است و این مشخصه خوبی است که ما باید در کنگره داشته باشیم و رعایت کنیم به آقای فرزاد، به مادرشان که هم‌سفرشان بودند و پدر محترمشان تبریک می‌گویم به راهنمای هم‌سفرشان خانم مرجان تبریک می‌گویم ، جا دارد به آقای کامران راهنمای عزیزم تبریک بگویم و در رأس به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می گویم چراکه ما هر چه داریم مدیون زحمات آقای مهندس هستیم.

فرزاد هم ره‌جوهای خوبی تربیت کرد و چند کمک راهنما به نمایندگی عمان سامانی تحویل داده و امیدوارم به پایان کار مهر تائید بزنند.

اعلام سفر مسافر فرزاد:



مدت تخریب: ۱۰ سال،آنتی ایکس مصرفی: الکل، تریاک، شیره، شیشه و متادون

مدت سفر اول:۱۰ ماه و ۲۰ روز، نام راهنما: آقای محمد، روش درمان: DST با داروی OT، رشته ورزشی: بسکتبال، آزادی از تاریکی اعتیاد: ۵ سال و ۲ روز

در ادامه سفر درمانی سیگار را انجام دادم


به راهنمایی: آقای کامران، رهایی: ۳ سال و چند ماه





پیام تولد :

آرزوها :


آرزوی هم‌سفر غلامحسین پدر مسافر فرزاد:


آرزو می‌کنم همه‌ی عزیزان سلامت، موفق و کامروا باشند.

آرزوی مسافر فرزاد:


آرزوی اولم این است که آقای مهندس ۱۲۰ سال سالم و سلامت باشند و همچنین همه‌ی شما که به این پیوند وصل هستید خود و خانواده‌تان ۱۲۰ سال عمر باعزت داشته باشید.

آرزوی دوم:

آرزو می‌کنم به‌زودی کلنگ آکادمی درمان اعتیاد بخورد و همه ما زنده باشیم و آن روز را ببینیم.

آرزوی هم‌سفر پروانه مادر مسافر فرزاد:


آرزوی قلبی من این است که ان شاء الله همه‌ی عزیزانی که خدمتگزار کنگره ۶۰ در هر جایگاهی که هستند موفق و مؤید، سربلند و کامروا باشند و سفر مستدامی داشته باشند.

لحظه اعلام آزادمردی ...





صحبت‌های مسافر فرزاد:


خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توفیق برگزاری این جشن داده شد پیشاپیش عید فطرت را خدمت شما عزیزان تبریک می‌گویم و روزه‌داری‌هایتان مبارک باشد، یک خدا قوت ویژه خدمت گروه مرزبانی خدوم ، ایجنت محترم آقای آرش و گروهی که در این مدت ماه مبارک آشپزی و خدمت برای آماده نمودن افطار را داشتند دارم،  از همه عزیزانی که به جشن تولد خودشان تشریف آوردند، از برادر لژیونی‌ها و همه شما عزیزان، ره‌جوهای لژیون پنجم، مسافران وهم سفران محترم تشکر می کنم.

به این فکر می‌کردم که چقدر زمان در کنگره زود می‌گذرد وقتی بچه‌ها و آقای کامران صحبت می‌کردند یاد روزهایی افتادم که تازه به کنگره آمده بودم و این مدت برایم مثل یک‌چشم بر هم زدن گذشت.

من سفر خود را در ماه مبارک شروع کردم و ورود من به کنگره در مکان فضای سبز بود و اولین سفره‌های افطاری کنگره آنجا انداخته شد و چقدر خوب و پربرکت بود.

اگر بخواهم از اعتیاد بگویم وقتی آتش در جنگل می‌افتد تر و خشک را باهم می‌سوزاند شاید همه فکر کنند که اول یک نفر باید به عمق تاریکی‌ها فرو برود از نظر مالی ضعیف شود، در زمان کودکی مشکل داشته باشد و... آسیب‌های جدی دیده باشد تا بعد به‌طرف اعتیاد برود نه این‌طور نیست، برای من این‌طور نبود من همه‌چیز داشتم یعنی ازنظر زندگی مادی، ازنظر درس و تحصیلات، ازنظر ورزش و بیشترین زمان زندگی من در سالن‌های ورزشی می‌گذشت و هیچ سنخیتی با مواد مخدر نداشتم ولی این بازی باید از یک جایی شروع شود و گردش گردون باید این‌طور می‌چرخید و قطعات پازل باید این‌طور در کنار هم می‌نشستند تا چنین روزی به وجود بیاید شاید من چندین بار چه قبل از دوران مصرف و چه در دوران مصرف واقعاً مرگ را به چشم دیدم ولی بااین‌وجود من ماندم، و برایم سؤال بود که چرا من ماندم؟ همیشه برایم سؤال بود که هدف از آفرینش من چه بوده؟ اعتیادم با سیگار و الکل شروع شد خیلی شوخی شوخی وارد اعتیاد شدم و همیشه فکر می‌کردم که من چون ورزش می‌کنم، چون درسم خوب است و چون خانواده‌ام حمایتم می‌کنند، چون نیاز مادی ندارم مصرف‌کننده نمی‌شوم ولی اتفاقاً همین مسائل باعث شد که اعتیاد من به‌شدت و خیلی معمولی‌تر ازنظر امکانات بالا گرفت.

تا اینکه وارد کنگره شدم اولین جایی که برای درمان اعتیاد به آنجا مراجعه کردم کنگره ۶۰ بود شاید خیلی از افراد از اعتیادم باخبر بودند ولی من نمی‌خواستم آشکارا همه بدانند ولی وارد کنگره شدم با خودم عهد کردم که این دفتر را درست بنویسم و یک‌بار در زندگی‌ام یک مشقی را از اول شروع کنم و تا آخر آن را بنویسم و دفترش را برای همیشه ببندم ...

بدون شرح  :


من تخریب خیلی بالایی داشتم و نیاز نبود کسی مرا وسوسه کند چون من خود وسوسه بودم وقتی وارد این جمع شدم ، آن انرژی، آن محبت و جوی که در کنگره بود برای خودم آشنا بود و انرژی‌ای بود که جذبم می‌کرد مثل این بود که هزاران یا ده هزار سال من دنبال چنین جایی بودم چنین آدم‌ها، حرف‌ها و آموزش‌هایی آشنا بودند،وقتی کتاب ۶۰ درجه را برای اولین بار خواندم آن‌قدر خواندم که روی کتاب خوابم برد.

بعضی بچه‌ها می‌گویند اگر فلانی راهنمای ما نبود ما رها نمی‌شدیم مگر می‌شود آدم در نور خورشید بایستد و نور را نبیند، مگر می‌شود کنار آتش بایستی و حرارت آن را دریافت نکنی، تمام راهنماها فرقی نمی‌کند همه عین خورشیدند ،در کنگره فقط کافی است که ما دستمان را بازکنیم ،دلمان را بازکنیم و بخواهیم که رها شویم ؛ من چه آقای محمد و چه آقای کامران که راهنمای درمان سیگارم بود‌ند چه تک‌تک بچه‌ها مگر می‌شود پیام محبت را از تک‌تک بچه‌ها بگیری و جواب ندهد بخواهی برگردی و بگویی نمی‌شود بخواهی بگویی کسی که توانست امکاناتش بیشتر بود هرکسی درب دلش را در کنگره باز کند رها می‌شود و به‌سلامتی می‌رسد.

آن زمان من و گروه اولی که وارد کنگره شدیم آقای کامران تنها بودند و آقای محمد از اصفهان می‌آمدند آقای اسکندر و آقای مهدی یعنی این مربع بود که کنگره را اداره می‌کرد و واقعاً آن گروه اول عهد کرده بودیم که بمانیم و خدمت کنیم و این لطف خداوند بود که به ما اجازه داد بمانیم و به خودمان خدمت کنیم با تمام مشکلات و سختی‌ها ایستادم و حاضر نشدم یک‌بار از حرف راهنمایم نافرمانی کنم و حرف‌های ایشان هنوز در گوشم هستند یک‌بار حاضر نشدم پایم را یک‌لحظه جلوتر بگذارم و خدا را شکر به رهایی رسیدم .

 آقای کامران، آقای محمد و بچه‌هایی که از اصفهان می‌آمدند رامی دیدم به نظر شما چه اتفاقی می‌افتد در روزگاری که مادیات همه‌جا را گرفته چه اتفاقی می‌افتد که یکسری آدم می‌آیند و بدون دستمزد اینجا خدمت می‌کنند؟  اینجا پاسخ سؤالم را یافتم که بارها تا دم مرگ پیش رفتم ولی آن اتفاق نیفتاد و آن زنجیر پاره نشد هدفم را پیدا کردم ، سعی و تلاش کردم، خداوند هم لطف کرد در امتحان کمک راهنمایی شرکت کردم و قبول شدم و شال کمک راهنمایی را به همراه مادرم دریافت کردیم جا دارد از مادرم تشکر کنم که خیلی کمکم کرد تک‌تک لحظه‌های سفر همراه پدرم کنارم بودند برای مادرم آرزو دارم که یک دوره دیگر بتواند در کسوت کمک راهنمایی خدمت کند.

درنهایت می‌خواهم بگویم انسان‌ها باید مثل آینه باشند یعنی گردوغباری که روی آینه می‌نشیند اگر زدوده نشود اگر پاک نشود هرچقدر هم آن آینه صاف باشد آن نوری که باید از خودش بیرون بدهد را نمی‌تواند بیرون دهد، راهنماهای کنگره مثل آینه هستند یعنی سختی‌ها را تحمل کردند خودشان اعتیاد را تجربه کرده‌اند و آینه‌شده‌اند و تصویر شفاف برای سلامتی دیگران، خدا را شکر می‌کنم که لیاقت داد در این جمع پرمحبت باشم وامیدوارم که همیشه در کنار هم باشیم و همیشه همدیگر را سالم و سلامت ببینیم.

در رأس از بنیان کنگره آقای مهندس تشکر می‌کنم که واقعاً زبان قاصر است از بیان محبت ایشان ان شاء الله همیشه سالم باشند، از خانواده محترمشان تشکر می‌کنم، از گروه دیدبان‌ها، از راهنمای عزیزم آقای محمد تشکر می‌کنم که واقعاً هر چه در کنگره یاد گرفتم از برکت وجود ایشان بوده و خواهد بود از خانواده ایشان تشکر می‌کنم که اجازه دادند آقای محمد در این مسیر رفت‌وبرگشت اصفهان بیاید و خدمت کند، یک تشکر ویژه از راهنمای هم‌سفرم سرکار خانم مرجان دارم که واقعاً یک گنج به‌تمام‌معنا برای نمایندگی ما هستند و من دیدم خدمت ایشان چقدر بزرگوارانه و چقدر خوب است و بدون توجه به جایگاه خاصی هرجایی می‌توانند، خدمت می‌کنند تشکر می‌کنم از ایشان که مادرم را راهنمایی کردند، از مادر و پدرم به‌عنوان دو هم‌سفر تشکر می‌کنم و دستشان را می‌بوسم ان شاء الله خداوند عمری دهد تا بتوانم جبران زحماتشان را بکنم از تک‌تک برادر لژیونی‌ها، مرزبان‌ها، ایجنت و تک‌تک شما که هستید و اجازه می‌دهید که ما در کنارتان باشیم و آموزش بگیریم تشکر می‌کنم، از گروه هم‌سفران هم تمام‌قد تشکر می‌کنم ان شاء الله همه‌ی شما در سایه‌ی خالق هستی خوش و خرم باشید.

صحبت‌های هم‌سفر غلامحسین پدر مسافر فرزاد


در ابتدا جا دارد شکر خداوند را به‌جا بیاورم که ابتدای ورود فرزاد به این جای مقدس خواست وامید واقعی را در وجود ایشان جرقه زد و با این خواست و امید پا در کنگره گذاشته و به نتیجه رسیدند بعدازآن از آقای کامران و سرکار خانم مرجان که کنگره را در این استان بنا گذاشتند که خواست و امیدی را که خداوند در وجود فرزاد و امثال او زنده کرد این عزیزان هدایت کنند و به نتیجه برسانند و بعد از آقای محمد تشکر می‌کنم که در مدتی که مسئولیت راهنمایی فرزاد را به عهده داشتند زمینه‌ساز به ثمر رسیدن خواست وامید در ایشان شدند و هم فرزاد را نجات دادند وهم ما را از نگرانی نجات دادند و از مادرشان به‌عنوان هم‌سفر که در کنار ایشان بوده و هستند وبا تمام سختی‌هایی که بود قرار گرفتند و آنچه خواسته بود به نتیجه رسید در پایان از آقای مهندس دژاکام بنیان کنگره ۶۰ تشکر وقدر دانی می‌کنم و برایشان آرزوی سلامتی دارم وامیدوارم به اهدافی که دارند برسند و در پایان از همه عزیزانی که حضور دارند و آن‌هایی که حضور ندارند تشکر می‌کنم.

صحبت‌های خانم مرجان راهنمای هم‌سفر پروانه


خیلی تبریک می‌گویم به تمام کسانی که توانستند در ماه رمضان به هر شکلی چه روزه کامل و چه روزه درصدی بگیرند و با این ماه عزیز همراه شوند.عید فردا را به آن‌ها تبریک می‌گویم و خدمت همه مسافران و هم‌سفران عزیز. 

هیچ‌وقت آن صحنه و روز اولی که آقای فرزاد وارد کنگره شدند را فراموش نمی‌کنم روزی که در سازمان پارک‌ها و فضای سبز بودیم به خاطر اینکه جمعیت زیاد بود و تولد داشتیم مراسم تولد در حیاط برگزارشده بود و من ایستاده بودم، آقای فرزاد از کنار من رد شدند باور نمی‌کنید که وقتی از جلو ما رد شدند انگار موج انرژیی منفی ایشان به ما برخورد کرد، چهره‌ی بسیار خشمگین و ناراحتی که هر وقت که امروز در کنگره ایشان را در حال خدمت و مشارکت می‌بینم و هر وقت سیمای ایشان را می‌بینم هزاران بار خدا را شکر می‌کنم و برایشان آرزوی سلامتی و عاقبت‌به‌خیری می‌کنم.

در مورد خانم پروانه عزیز هم که از هم‌سفرانی بودند که از همان ابتدا همراه شدند با مسافرشان و خیلی مشتاق بودند که تمام جلساتشان را حضورداشته باشند برای یادگیری علاقه نشان می‌دادند و همچنان اشتیاق و علاقه برای یادگیری دارند و در کنار آن دوست دارند آنچه می‌دانند به تعداد بیشتری از افراد بیشتری انتقال دهند و این واقعاً نماد یک فرد خدمتگزار است. برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم، ان شاءالله که این قسمتشان شود که همواره بتوانند آنچه به دست آورده‌اند را به دیگران هم انتقال دهند .از صبح این پیام در ذهن من تکرار می‌شود که:

اگر انسان آن چیزی را که به دست می‌آورد با دیگران تقسیم کند هستی و کائنات هم گنج‌های بی‌پایان خودشان را با او تقسیم خواهند کرد، امیدوارم که این موضوع همچنان برای این خانواده محترم ادامه‌دار باشد.

به پدر بزرگوارشان هم صمیمانه تبریک می‌گویم و خیلی خوشحالم از اینکه امروز باافتخار از فرزندشان یاد می‌کنند و خیلی دوست دارند در مورد این قضیه صحبت کنند. می‌دانیم افراد زیادی هستند که این قضیه را پنهان می‌کنند و در شهر خودمان به خاطر این مسئله حتی روی خودشان را در این جلسات به افراد دیگر نشان نمی‌دهند، به آقای محمد تبریک می‌گویم ایشان ازجمله افرادی هستند که در کنگره نشانی از خود به‌جا گذاشته‌اند که بسیار ارزشمند است و در شعبه شهرکرد ره‌جوهایی تربیت‌کرده‌اند که بتوانند در کنگره ماندگار باشند و خدمت کنند که این‌یکی از محک‌های بسیار مهم هست برای کمک راهنمایان. به آقای مهندس دژاکام، بزرگ همه مان تبریک می‌گویم که اگر ایشان و حرکت ایشان نبود، اگر وجود مبارک ایشان نبود هیچ‌کدام از ما امروز نمی‌توانستیم اینجا بنشینیم و جشن بگیریم، هیچ‌کدام از ما نمی‌توانستیم با امید قدم برداریم، امیدوارم همه ما قدر ایشان را بدانیم برای سلامتی ایشان دعا بکنیم چون ایشان همه‌چیز دارند عزت، آبرو، بزرگی دارند. مجدداً به آقای فرزاد و خانم پروانه عزیز تبریک می‌گویم و برای همه‌ی شما عزیزان آرزوی سلامتی دارم.

صحبت‌های هم‌سفر پروانه مادر مسافر فرزاد


با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان، پیشاپیش عید سعید فطر را خدمت همه‌ی دوستان خوب تبریک می‌گویم، خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جشن باشکوه که متعلق به همه‌ی اعضای کنگره ۶۰ است حضور دارم این رهایی و این تولد و رهایی را صمیمانه خدمت بنیان کنگره ۶۰

و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم به‌عنوان یک هم‌سفر صمیمانه از آقای مهندس دژاکام تشکر می‌کنم که برای رهایی و نجات انسان‌هایی که در حال غرق شدن در مرداب و در اقیانوس شیطان اعتیاد هستند تلاش می‌کنند انسان‌هایی که نه کسی آن‌ها را می‌دید و نه کسی صدای آن‌ها را می‌شنید به‌جز جناب آقای مهندس.

تشکر می‌کنم از دیدبان محترم به خاطر تأسیس این شعبه، شعبه‌ای که واقعاً مکان مقدسی است و بستر مناسبی برای آرامش خانواده‌ها است، از آقای محمد تشکر ویژه دارم که بسیار تا بسیار برای فرزاد زحمت کشیدند و با آن توصیفی که خودشان و راهنمای عزیزم و دیگر عزیزان بیان کردند با آن شرایط بسیار سخت فرزاد را قبول کردند و با تلاش زیاد توانستند ایشان را به رهایی برسانند تا این مسافر بتواند خود و مسیرش را پیدا کند برای خود و خانواده فداکارشان آرزوی بهترین‌ها را می‌کنم.

از اسیستانت محترم، راهنمای عزیزم خانم مرجان تشکر می‌کنم که هر چه دارم از آموزش‌های کنگره و از راهنمایی‌های ایشان دارم دستشان را صمیمانه می‌بوسم و از ایشان تشکر می‌کنم و در این ماه پرفضیلت بهترین‌ها را برای خود و خانواده‌شان خواستارم، از ایجنت، مرزبان‌ها، کمک راهنماها، مسافران و هم‌سفران تشکر می‌کنم.

از فرزاد تشکر می‌کنم که سفر بسیار خوبی داشت، مسیری که ناهمواریها و سختی‌های بسیار زیادی دارد، مسیری که به عبور از منطقه‌ی ۶۰ درجه زیر صفر تشبیه شده و این تشبیه به خاطر شرایط بسیار سخت و نامناسب آن هست ولی فرزند من توانست خیلی خوب این سفر را طی کند و به‌سلامت از این منطقه عبور کند و وارد سفر دوم شود.

اوایل که وارد کنگره شدم نمی‌دانستم کجا آمده‌ام فقط می‌دانستم که تلاش می‌کنم تا فرزاد از این مشکل بسیار بزرگ و این آسیب رها شود اگر من در کنار فرزاد ایستادم و همراه ایشان شدم فقط به خاطر حس و وظیفه مادرانه بود، دوست داشتم رها شود چون اعتیاد آسیب‌های زیادی به او و خانواده زده بود ولی امروز خدا را شکر می‌کنم که از این تاریکی خارج شدیم و امروز دست هم‌سفرانی را می‌بوسم که در جایگاه همسر بودن وارد کنگره می‌شوند مثل کوه می‌ایستند تمام سختی‌ها و نا ملایمت‌ها را باجان و دل می‌خرند و برای فرزندانشان مادری فداکار و برای همسرانشان به معنای واقعی بال پروازند تشکر می‌کنم و در این روزهای پایانی رمضان برای همه‌ی عزیزان بهترین‌ها را آرزو دارم.

























رهایی ها :









مشارکت‌کنندگان: ۱۹ نفر

حاضرین جلسه: ۲۵۰ نفر

عکاس: مسافر کاظم/مسافر محسن

تهیه گزارش و نویسنده: هم‌سفر آرزو






نوع مطلب : گزارش عملکرد لژیون، مقالات، عشق، 
برچسب ها : پنجمین سال تولد مسافر فرزاد،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت